محمد مهدى ملايرى
53
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
همچنين از همين راهى مىگذرد كه از همانجا آغاز شده و آن را هم بايد با كمك مطالعات مشترك كه شامل تاريخ زبان فارسى در آن دوران هم بشود پيمود « 1 » . بهجز اين دو رساله يادداشتهاى ديگرى هم در همين زمينههاى مشترك به مناسبتهاى مختلف فراهم آمده بود كه برخى از آنها بهصورت مقالاتى تنظيم يافت و در بيروت چاپ و منتشر گرديد « 2 » و برخى ديگر همچنان تنظيم نايافته باقى ماند كه شايد در همين كتاب فرصت چاپ آنها هم بدست آيد . ادامهء مطالعات در دانشگاه تهران كارى را كه در دانشگاه تهران ، به حكم سابقه و علاقهء شخصى به ادامهء مطالعات در زمينههاى مشترك فارسى و عربى ، عهدهدار شدم تدريس زبان و ادبيّات عربى بود و نخستين مطلبى هم كه در اين مرحله مىبايستى بدان توّجه مىشد و در تنظيم برنامههاى دانشگاهى آن درس به حساب مىآمد وضع خاصّ زبان و ادبيّات عربى نسبت به تاريخ و فرهنگ ايران مىبود . مراد از اين وضع خاص پيوستگيهاى تاريخى زبان و فرهنگ فارسى با زبان و فرهنگ عربى است ، چيزى كه آگاهى از آن علاوه بر آموختن زبان عربى براى دانشجويان و محقّقان تاريخ و ادبيّات ايران در برخى از دورههاى تاريخى آن ضرورى است . يكى از مسايلى كه در اين مرحله مطرح مىشد شناخت وضع زبان عربى در گذشته و حال و فرقى است كه از لحاظ ارتباط آن با زبان و ادب فارسى بين اين دو دوره وجود دارد . اين فرق در اين امر خلاصه مىشود كه در زمان حاضر زبان
--> ( 1 ) - دربارهء اين دو رساله در مقدّمهء چاپ دوم فرهنگ ايرانى ، انتشارات دانشگاه تهران ، شمارهء 1609 ، ص پنج ، توضيحى آمده است ؛ مراجعه شود . ( 2 ) - ازآنجمله آنچه نسخهاى از آنها نزد من موجود است يكى مقالهاى است دربارهء نوروز كه در روزنامهء عربى الحديث چاپ بيروت به تاريخ 21 مارس 1940 انتشار يافت و ديگر مقالهاى است دربارهء « قصّه و داستان در ادبيّات عربى و منابع فارسى آنها » كه در نشريّهء ادبى « المكشوف » ، شمارهء 263 ، 19 اوت 1940 در بيروت به چاپ رسيد .